سيد جلال الدين آشتيانى

555

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

مكاشف ، گاهى جميع مراتب حجب را زير پا گذاشته بعالم اعيان ثابته مىرسد ، و سير در اسماء و احوال حق نموده و بر حقايق عالم اطلاع پيدا مىنمايد ، و از باب آنكه موجودات صاحب علل و اسباب به معرفت علل و اسباب وجودى شناخته مىشوند ، بحاق حقيقت جميع موجودات آگاه مىشود . « 1 » برخى از ارباب كشف ، سير صعودى آنها تا مرتبهء عقل اول و ام الكتاب است . صاحب اين كشف نيز همه حقايق متنزل در عقل را شهود مىنمايد . بعضى از ارباب كشف به اين مرتبه نمىرسند ، بلكه نهايت سير آنها نيل بمقام نفوس كليه و كتاب مبين است . همه حقايق را از دريچه لوح محفوظ و نفوس عاليه و مجرده مىبيند و سير در ارواح عاليه و لوح محو و اثبات مىنمايد ، كتب الهيه را شهود نموده و عرش و كرسى و سماوات سبع و ارضين تسع را مشاهده مىنمايد . بالاترين مراتب سماع حقايق كه يك نوع از مكاشفه است ، سماع كلام حق است « 2 » . بدون واسطهء ملكى از ملائكه مقربان حقيقت محمديه « ص » ، حق را در

--> ( 1 ) . سير نبى ما خاتم الانبياء تا مقام او ادنى است ، مشروحا آن را بيان خواهيم نمود . ( 2 ) . سماع كلام حق از براى وارثين مقام محمدى « ص » عليهم السلام ثابت است ، و شواهد و ادله‌اى درباره هر يك از ائمه خصوصا على بن ابى طالب در كلام علما و محدثان عامه موجود است . خاتم ولايت مطلقه محمديه « ص » مهدى موعود در آخر زمان بطور تحقيق اين قسم از شهود را دارا است . روايتى از امام جعفر بن محمد الصادق ، عامه در كتاب خود نقل كرده‌اند ، از جمله كاشانى در « اصطلاحات صوفيه در بيان مطلع » ، و شيخ شهاب الدين سهروردى در عوارف ، و قونيوى در فاتحه ، و ملا عبد الرزاق كاشى عارف معروف در تفسير قرآن و جمعى نقل نموده‌اند ، حضرت فرموده است : « لقد تجلى اللّه لعباده في كلامه و لكن لا يبصرون » . يعنى از تجليات حق كلام « قرآن » اوست و مردم از آن غفلت دارند و نمىبينند در ذيل همين روايت نقل كرده‌اند كه حضرت در نماز در موقع قرائت قرآن غشوه برايش حاصل مىشد ، علت آن را سؤال كردند ، حضرت گفت : آيه را تكرار مىكنم و از قائل آن در مقام تكرار آيه را مىشنوم : « كان ذات يوم في الصلاة فخر مغشيا عليه فسئل عن ذلك قال : ما زلت اكررها حتى سمعت من قائلها » ، اين همان تجلى حق است در ولايت مطلقه بدون واسطه . لذا شيخ عارف كامل سهروردى صاحب عوارف بعد از نقل اين روايت از امام جعفر صادق گفته است : « كان لسان جعفر بن محمد الصادق عليه السلام في ذلك الوقت كشجرة موسى عند ندائه بانى انا اللّه » . حق بلا واسطه در قلب امام تجلى كرده است و زبان مبارك امام در نتيجه تجلى حق قرآن را قرائت نموده است .